ابراهيم عاملي ( موثق )
430
تفسير عاملي ( فارسي )
[ تو مترس و وظيفه ى خود انجام كن ] چنان كه آنچه به تو [ در خواب يا بمعراج نموديم ] فقط آزمايشى بود براى مردم پاكدل و بد دل ، و هم آن درخت ملعونى كه در قرآن ياد كردهايم براى ترس مردم است ولى [ با همه ى اين تبليغات مردم به راه نميروند و ] بر سركشى و طغيان خود مىافزايند . سخن مفسّرين : « وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه » 26 طبرى : در مقصود از اين جمله اختلاف است : حسن بصرى و عكرمه گفتهاند : مقصود احسان بخويشان است . مردى از حسن پرسيد : زكات مالم بخويشانم دهم ؟ او بجواب گفت : آنها غير زكات حقّى دارند و اين آيه را قرائت كرد ، و سدّى از ابو ديلم نقل كرده است كه حضرت سجاد ( ع ) به مردى شامى فرمود : تو قرآن خوانده اى ؟ گفت : بلى ، فرمود : اين را نخوانده اى « وَآتِ ذَا الْقُرْبى » تا آخر ؟ او عرض كرد : مگر شما هستيد آن خويشان كه خداوند فرمان داده است حقّشان ادا شود ؟ فرمود : بلى . مجمع : اصحاب اماميه از امام باقر و صادق عليهما السّلام روايت كردهاند و هم سيد ابو الحمد مهدى بن نزار حسينى گفت : فضيل بن مرزوق از عطيّه ى عوفى از ابو سعيد خدرى روايت كرد : چون اين آيه نازل شد « وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه » پيغمبر ( ص ) فدك را بفاطمه عليها السّلام بخشيد . عبد الرحمان بن صالح گفت : مأمون بعبيد اللَّه بن موسى نوشت كه قصّه ى فدك چه بوده است ؟ او همين حديث فضيل بن مرزوق را بجواب مأمون نوشت . مأمون هم فدك را به اولاد فاطمه ( ع ) داد . « 1 »
--> ( 1 ) رواياتى از طريق شيعه و سنّى رسيده كه سرزمين فدك جزء انفال و « ما لم يوجف عليه بخيل و لا ركاب » بوده و رسول خدا ( ص ) پس از نزول آيه ى « وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه » آن را بدستور آيه داد به فاطمه عليها السّلام ، و فاطمه ( ع ) آن را تصرّف كرد و پس از رسول خدا ابو بكر كه به خلافت رسيد ، از همان روزهاى اول مصلحت ديد كه آن را از فاطمه ( ع ) باز ستاند لذا دستور داد گماشتگانش ريختند و كارگران فاطمه عليها السّلام را بيرون كردند ، و آنجا را تصرّف نمودند ، و نيز روايت شده كه حضرت زهرا در مقام مطالبه ى حق به ابى بكر مىگفت « هذه نحلة ابى » و « انّها لى و انّ ابى دفعها الىّ » و اين جملات در مقام مطالبه ى حق دلالت صريح دارد كه آن را ملك خويش ميدانسته . و هر چه مخالفين در اين مقام گويند و از پاره اى سخنان استفاده كنند اجتهاد در مقابل نصّ است ( مصحّح ) .